برگرفته از وبلاگ دوستان

خداوندا؛ آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی‌توانم تغییر دهم، شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می‌توانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم. آمین."


"برای ترک اعتیاد باید پل‌های پشت سررا نابود کنی!"
 بررسی وضعیت یک مددجو درگفت‌وگوبا کارشناسان مرکزمراقبت پس ازخروج اززندان
 عضوی از مردم به جامعه بازمی‌گردد... 
 
 "خداوندا؛ آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی‌توانم تغییر دهم، شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می‌توانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم. آمین."
 
 این دعای معتادان گمنام (NA) است. دعایی که همراه با طی کردن قدم‌های 12 گانه، بسیاری از گرفتاران به مواد مخدر را از مصرف دارو و قرص بی‌نیاز می‌کند. "منوچهر" یکی از کسانی است که به روش NA اعتیاد خود را ترک کرده است. او آنقدر به این روش اعتقاد دارد که احتمالا کمترین درصدی برای گرایش دوباره به سمت اعتیاد را نمی‌دهد یعنی آن‌چه که در مورد معتادان همواره جای نگرانی دارد که نکند پس از ترک بار دیگر به سوی مواد مخدر کشیده شوند.
 
 برای ترک اعتیاد باید پل‌های پشت سرت را نابود کنی!
 
 به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، "منوچهر" در مرکز مراقبت پس از خروج از زندان است. او به دلیل تصادف حین رانندگی با یک موتورسوار مدت 5 ماه را در زندان سپری کرده است تا زمانی که با کمک خانواده توانست 4 میلیون مبلغ مورد توافق شاکی را بپردازد اما او موفق می‌شود که در زندان نیز جلسات NA را تشکیل دهد. کلاس 37 نفره "منوچهر" مسوولان زندان را نیز خوشحال کرد که یک بند زندان از اعتیاد عاری باشد.
 
 او به مرکز مراقبت پس از خروج آمده تا آنچه که اعتیاد طی سال‌ها از او گرفته، اندکی باز یابد و مساعدتی شود.
 
 انگار می‌داند چه می‌خواهم؛ پیش از آن‌که سوالی کنم خودش شروع می‌کند به تعریف کردن: نمی‌دانم خوشی بیش از حد یا ناراحتی و مشکلاتی که داشتم بود که به اعتیاد کشیده شدم. فکر می‌کنم اگر کسی بگوید یکی از این‌ها عامل اعتیاد است دروغ گفته. من این‌ها را در هم ادغام می‌کنم. من هم دو سه مشکل برایم پیش آمده بود، از جمله از دست دادن تنها فرزند پسرم و از دست دادن پدر و مادرم در یک تصادف. بیش از حد هم خوش بودم، صبح‌ها یک سرویس انجام می‌دادم و به خانه که می‌رفتم خانمم به اداره و فرزندانم به کلاس می‌رفتند؛ می‌ماند یک خانه دراندشت و یک منوچهر ساده لوح.
 
 وی ادامه می‌دهد: بچه‌ها به من می‌گفتند مامان منوچهر! چون همه کارهای خانه را من انجام می‌دادم. از طرفی رفقای نافرم دورم بودند، من زمینه شروع اعتیاد را داشتم.
 
 "منوچهر" اشاره می‌کند که غرور داشتم با خودم گفتم هفته‌ای یک‌بار این کار را انجام می‌دهم اما کم کم زمان آن کاهش یافت. یک وقت به خودم آمدم دیدم هر روز دارم این کار را انجام می‌دهم. طوری شد که اگر یک روز مواد مصرف نمی‌کردم، انگار کمبودی داشتم. یک‌باره دیدم انگ اعتیاد ناخواسته به من چسبانده شده، گفتم پس بهتر است کسی مرا نبیند، نفهمد؛ مثل کبکی که سرش را زیر برف فرو کند.
 
 وی ادامه می‌دهد: ضربه اولی که خوردم این بود که محبوبیت، احترام، اعتبار، حیثیت و آبرویم را از دست دادم. ضربه دوم از دست دادن سه دستگاه ماشین بود که دو تای آنها کرایه‌کش بود و یک مینی‌بوس، یک تاکسی و یک شخصی داشتم که از دستم رفتند و کارم به جایی کشید که خانه‌ام را هم از دست دادم و مورد تمسخر و فحاشی زن و بچه قرار گرفته بودم.
 
 وی می‌افزاید که وقتی خانمم مرا از خانه بیرون کرد، دختر 19 ساله‌ام می‌گفت "تو پدر نیستی، نامردی! برو دنبال کار و رفقایت". این ضربه‌هایی بود که به من وارد می‌شد. یک روز طبق عادت همیشه آمدم دخترم را ببرم مدرسه، دیدم که نوشته‌ای در جیبم گذاشته که "بابا نه بیا مدرسه و نه بیا دنبالم". من تمام ناملایمات را دیدم. همسرم می‌گفت که "حق نداری با وجود داشتن سه دختر به خانه بیایی". از خودم می‌پرسیدم که مگر تریاک به من چه حالی می‌دهد؟ تصمیم گرفته بودم که ترک کنم و به زندگی‌ام برگردم. دو ماه ترک کردم تا این‌که دوباره معتاد شدم. سعی کردم خانمم نفهمد ولی او فهمیده بود. برای بار دوم که از خانه و زندگی طرد شدم، یک زندگی دوره‌گردی یا خیلی سطح پایین داشتم. دو تا پتو داشتم در یک مزرعه پیش یک‌سری افراد عملی زندگی می‌کردم. ظاهرم را درست کردم رفتم سراغ خانمم. گفت: "تو چهره‌ات داغونه و من بهت یک فرجه می‌دم."
 
 او در ادامه با بیان این که چگونه و در کجا تصمیم به ترک اعتیاد گرفت، توضیح می‌دهد: هم تریاک می‌کشیدم و هم گریه و التماس می‌کردم. تا این‌که به همراه گروهی سمت چهارمحال و بختیاری رفتم تا بار دیگر ترک کنم. بار اول که ترک کردم ابزاری که پاکی‌ام را ادامه بدهم، نداشتم اما این بار دیدم همه بچه‌هایی که با هم بزرگ شده بودیم جزو گروه NA هستند. یازده روز زیر نظر آنها بودم، بدون استفاده از هیچ قرص، دارو و برنامه‌ای مرا مداوا کردند. با جلسات و قدم‌ها آشنا شدم و الان اگر هفته‌ای دو بار سر جلسات نروم حال خوشی ندارم چون این‌ها عواملی هستند که من بتوانم پاکی‌ام را ادامه دهم.
 
 "منوچهر" درباره اتهامی که به خاطر آن 5 ماه به زندان رفته بود گفت: پشت فرمان مینی‌بوس خمار بودم. عرق سرد بدنم را گرفته بود. معمولا یک راننده 21 ساله می‌تواند عکس‌العمل نشان دهد ولی من چون این معضل را داشتم نتوانستم و موتوری را زدم؛ پس علت اصلی تصادف من نیز همان اعتیاد بود که بابت پرداخت 6 میلیون دیه 5 ماه زندان بودم.
 
 وی با اشاره به این‌که در زندان نیز کلاس‌های NA برپا کرده، می‌گوید: دراین مدت مدیون روسای زندان هستم که کمک کردند کلاس‌های NA را در آن‌جا برقرار کنم. 37 نفر عضو کلاس‌هایم در زندان بودند؛ آنها اصلا نمی‌دانستند که NA چیست(معتادان گمنام)، روسای زندان خوششان می‌آمد که یک واحد از مواد مخدر عاری باشد من هم موفق بودم چون آنها به من قدرت داده بودند. چون تمام بچه‌های زندان می‌دانستند که وجود من یک وجود مثبت شده است، همه کمک کردند و این هدیه قانون NA به من بود.
 
 وی درباره روش NA توضیح می‌دهد که استفاده از دارو و قرص در این گروه مجاز نیست چون آن وقت 15 ماه پاکی هیچ می‌شود. NA قانون‌های قشنگی دارد. در 12 قدم به ما یاد می‌دهد که چگونه در وجود خودمان صادق باشیم. این دعا هر وقت که برای من مشکلی ایجاد شده به من کمک کرده است تا روان‌تر در آن مساله جلو بروم. بار اول نتوانستم ترک را ادامه دهم اما بار دوم که با این قانون آشنا شدم تا مقطع بیش از یک‌سال ترک موادمخدر را دارم. مرکز هم برنامه‌هایی ایجاد کرده که من بتوانم باز هم ماشین بخرم و بتوانم درخدمت خانواده‌ام باشم. هر معتادی که می‌خواهد ترک کند بهترین راه ترک، قانون NA است.
 
 وی درباره اهمیت عوامل محیطی درکشیده شدن به اعتیاد معتقد است: دوستان ناباب هستند اما خدا به من عقل داده. این‌ها همه حرف است که می‌گویند دوست ناباب موثر است. دوستان ناباب خیلی دور و بر من آمدند و دستم را گرفتند. یکی از عوامل پیروزی دراین مساله این است که پل‌های پشت سرت را خراب کنی. من 5 سال تمام تخریب داشتم. اعتیاد داشتم. حداقل باید 5سال تلاش کنم تا جلب اعتماد کنم...
 
 اعتیاد به لحاظ روانی یعنی توجه‌طلبی
 
 محمدرضا مقدس بیات، روانشناس مرکز مراقبت پس از خروج از زندان در گفت‌وگو با خبرنگارحقوقی ایسنا، درباره وضعیت این مددجو عنوان می‌کند: "منوچهر" هم اکنون به سن 40 سالگی رسیده است. به لحاظ رفتاری به عنوان یک شهروند عادی مورد پذیرش جامعه است و به سختی در تلاش برای جبران خسارات ناشی از دوران اعتیاد و تحمل حبس ناشی از ایراد صدمه غیرعمدی (تصادف منجر به جرح) است.
 
 وی می‌افزاید: طی سال‌های 78-83 وی درگیر اعتیاد به مواد افیونی می‌شود و در همین دوران رشته زندگی را گم می‌کند؛ به عبارت دیگر شروع سردرگمی و بدبیاری! هر چند او ماه‌هاست که مواد مصرف نکرده ولی تبعات آن به انضمام صدمه غیرعمدی هنوز به زندگی او سایه‌گستر است.
 
 وی با بیان این‌که به لحاظ اقتصادی اعتیاد حداقل دارای دو جنبه است توضیح می‌دهد: یک جنبه جسمی است که فرد به لحاظ جسمی به آن وابسته می‌شود و طی چند روز سم‌زدایی قابل درمان است و دیگر وابستگی روانی است که درمان آن ممکن است ماه‌ها و حتی چند سال طول بکشد.
 
 مقدس بیات با اشاره به این‌که اعتیاد به لحاظ روانی یعنی توجه‌طلبی می‌گوید: عجیب است اما روانشناسان اعتیاد را بیماری کمبود محبت و مهرطلبی می‌شناسند؛ شخصیت بیمار معتاد تبدیل به کویری تشنه می‌شود که فقط گیرنده آب است؛ او همیشه تشنه محبت اما فاقد مهارت مهرورزی و محبت کردن متقابل است. همیشه گیرنده، درخواست کننده و بنابراین زودرنج است زیرا کسی قادر نیست همه خواسته‌های وی را برآورده سازد و از همین جا سیستم پویایی ارتباط وی با دیگران رو به نقصان می‌گذارد و به این نتیجه می‌رسد که هیچ کس در این جهان پهناور وجود ندارد که او را درک کند؛ بنابراین خودمحور می‌شود.
 
 وی افزود: سیستم محافظت روانی او نسبت به دردهای عاطفی تحمیل شده، توجیه، انکار و دلیل‌تراشی است اما روزی از این وضعیت خسته می‌شود زیرا به لحاظ اجتماعی طرد شده، ارتباطات خانوادگی او رو به از هم گسستگی گذاشته، تصمیم گیری درست رو به زوال می‌رود؛ او نه تنها توجه و محبتی را که خواهانش بوده به دست نمی‌آورد بلکه مورد شماطت و بی‌توجهی قرار می‌گیرد بنابراین پس از 5 سال تخریب عاطفی خود، روابط خانوادگی، تخریب عاطفی اعضای خانواده، به وجود آمدن مشکلات اقتصادی و اجتماعی، تصمیم به ترک اعتیاد می‌گیرد اما فشارهای اقتصادی ناشی از دوران اعتیاد تمرکز وی را مختل کرده افکارش درگیر حل و فصل مسایل اقتصادی است که غرق در تفکر، تصادف می‌کند.
 
 این روانشناس مرکز مراقبت پس از خروج از زندان اظهار می‌دارد: آنچه مسلم است این‌که حتی وقتی یک معتاد اقدام به ترک می‌کند تا مدت‌ها از تبعات زیان‌بار آن در رنج است، رنجی که بدون حمایت خانواده دوباره حادثه‌ساز است.
 
 داود نعمتی رضایی، مددکار مرکز مراقبت پس از خروج از زندان نیز با اشاره به مهاجرت خانواده این مددجو در یک مقطع به خبرنگار حقوقی ایسنا می‌گوید: مساله مهاجرت چه به صورت اجباری و چه اختیاری اثرات مثبت و منفی بر پیکره اجتماعی و خانوادگی افراد مهاجر دارد از آن‌جایی که عمدتا مهاجران در مناطق جرم‌خیز و حاشیه‌یی شهر سکونت پیدا می‌کنند به علت فرهنگ‌های قومی، محلی و قبیله‌ای کمتر می‌توانند با شرایط شهرهای بزرگ و کلان شهرها خود را تطبیق دهند و همین عامل موجب بروز شرایط نامناسبی برای آنها می‌شود، در نتیجه تفاوت شدید طبقاتی میان فقرا و اغنیا در شهرهای بزرگ و عدم کنترل اجتماعی موجب بروز خرده فرهنگ‌های کجروی و بزهکاری می‌شود.
 
 وی اظهار می‌دارد: متاسفانه وجود مواد مخدر در این مناطق بروز رفتار مجرمانه را تشدید می‌کند و زمینه بروز آسیب‌های اجتماعی همانند اعتیاد به مواد مخدر را ایجاد می‌کند. از طرفی اشتغال به برخی از حرفه‌ها به علت فعالیت بیشتر و بیداری موجب می‌شود در برخی اصناف وجود مواد مخدر و تسهیل در مصرف آن موجب شود که افراد در این اصناف زمینه آسیب‌پذیری بیشتری به مواد مخدر و اعتیاد به آن را داشته باشند.
 
 این مددکار مرکز مراقبت پس از خروج از زندان درباره وضعیت مددجو می‌گوید: ‌اعتیاد به مواد مخدر مددجو به سال‌های جوانی او برمی‌گردد و بارها درخصوص ترک مواد مخدر اقداماتی انجام داده که در نهایت ناموفق بوده است. او به جرم مصرف مواد مخدر 2 بار به زندان می‌افتد اما این مساله موجب ترک اعتیاد او نشده و در برخی از موارد روش مصرف و مقدار آن نیز متغیر بوده است. از آن‌جا که مددجو به دلیل تصادف رانندگی مدتی را مجددا در زندان به سر برده این عامل موجب عدم دسترسی به مواد مخدر و بروز مشکلات روانی و اجتماعی شده که انگیزه او را برای ترک اعتیاد افزایش داده است.
 
 نعمتی درباره نحوه آشنایی مددجو با روش NA می‌گوید: آشنایی مددجو با مرکز مراقبت بعد از خروج و مشاوره ترک اعتیاد، جهت ایجاد انگیزه برای معرفی به مراکز ترک اعتیاد(NA) انجمن معتادان گمنام اولین حرکت و اقدام مددجو در جهت تغییر نگرش و بهبودی است با این حال با معرفی مددجو به یکی از انجمن‌ها بعد از طی مراحل سم‌زدایی جهت ترک وابستگی روانی به مواد مخدر آمادگی گذراندن قدم‌های دوازده گانه را پیدا کرده است.
 
 وی ادامه می‌دهد: از آن‌جایی که جهت ترک اعتیاد فرد معتاد علاوه بر وابستگی جسمی باید مراحل سخت ترک وابستگی روانی به مواد مخدر را طی کند بنابراین لازمه ترک وابستگی روانی (عمدتا مددجویان در این مرحله ترک اعتیاد با مسایل و مشکلات عدیده‌ای رو به رو می‌شوند و مجدد به مواد مخدر گرایش پیدا می‌کنند) اجرای قدم‌های دوازده‌گانه است که به مددجویان کمک می‌کند از طریق راهنمای خود بر وابستگی روانی اعتیاد غلبه کند.
 
 تنها لازمه عضویت در انجمنNA "تمایل" به قطع مصرف مواد مخدر است
 
 طبق آمارهایی رییس سازمان زندان‌ها، اکنون 48 درصد زندانیان، معتادان به مواد مخدر هستند. در چند دهه اخیر، کشورها راه‌های متفاوتی برای کاهش تقاضای مواد مخدر را در دستور کار خود قرار داده‌اند. یکی از مهم‌ترین اقداماتی که جهت ترک و درمان معتادان در چند دهه در کشورهای مختلف انجام گرفته، مشارکت سازمان‌های غیردولتی(NGO) در حوزه درمان معتادان است که انجمن معتادان گمنام(NA) یکی از این سازمان‌های غیردولتی است.
 
 در سال 1935میلادی، انجمنی به نام AA الکلی‌های گمنام تاسیس شد که از طریق برنامه‌ای معنوی جهت ترک و درمان اعتیاد الکلی‌ها با روش سنت‌های 12 قدمی بنیاد نهاده شد از آن‌جا که روش درمان (AA) روش موفقی جهت ترک الکلی‌ها بود این روش در سال 1953میلادی جهت درمان معتادان(NA) به کار گرفته شد این برنامه حمایتی همانند انجمن(AA) از طریق سنت‌های 12 قدمی نسبت به ترک و درمان معتادان به مواد مخدر کار خود را در سراسر جهان آغاز کرد.
 
 تا آنجا که اطلاعات نشان می‌دهد در ایران قدمت گروه‌های (AA) و(NA) به نیمه اول دهه پنجاه بر می‌گردد در سال 1355 شمسی جلسات (AA) در یکی از محلات شمال تهران تشکیل می‌شده است. در سال 1369 شمسی گروه (مخدرهای ناشناخته) در مرکز بازپروری تهران قرچک ورامین تشکیل و بیش از یک‌سال به فعالیت خود ادامه نداد و به علت دیدگاه‌های آن زمان نسبت به اعتیاد، انجمن معتادان گمنام مسکوت مانده اما در سال 1372 دو نفر از معتادان که در ایالات متحده آمریکا از طریق این انجمن سلامتی خود را بازیافته بودند در تهران نسبت به احیای انجمن معتادان گمنام اقدام کردند و توانستند نظر مسوولان بهزیستی را برای برگزاری جلسات در مرکز بازپروری قرچک در تاریخ 31/1/73 جلب کنند.
 
 معتادان گمنام، یک انجمن غیرانتفاعی از زنان و مردانی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگی‌اشان بوده است، این برنامه یک برنامه پرهیز کامل از هرگونه ماده مخدر است تنها لازمه عضویت در این انجمن "تمایل" به قطع مصرف مواد مخدر است.
 
 در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد، به هیچ سازمانی وابسته نیست، حق عضویتی وجود ندارد و هر کس که تمایل داشته باشد، بدون در نظر گرفتن سن، جنس، مذهب، نژاد و ملیت می‌تواند به این انجمن بپیوندد.
 
 کمک معتادان به یکدیگر برای بهبودی پایه و اساس NA است؛ اعضا به طور مرتب در جلسات گرد هم می‌آیند و درخصوص تجربیاتشان گفت‌و‌گو می‌کنند. اعضای با تجربه به عنوان راهنما افراد جدید را تحت حمایت خود قرار می‌دهند.
 
 در این انجمن، مجموعه‌ای از قدم‌ها به عنوان سنت وجود دارد که در این قدم‌ها رهنمودهایی برای دست‌یابی عملی به بهبودی و بازگشت سعادتمندانه به جامعه و ترک اعتیاد و سوءمصرف مرحله به مرحله ارایه می‌شود. پیگیری قدم‌های 12 گانه روابط میان معتادان را صمیمانه می‌کند و منجر به قطع مصرف مواد مخدر در میان اعضا می‌شود.
 
 این انجمن برپایه اصولی همانند صداقت، روشن بینی، ایمان، تمایل و فروتنی استوار است و به اعضا می‌آموزد که این اصول را مبنای فعالیت خود در انجمن قرار دهند، نحوه‌ی استفاده از اصول هر فرد مطابق با میل شخص معتاد است بنابراین هر کس که تمایل داشته باشد مصرف مواد مخدر را قطع کند، می‌تواند عضوی از این انجمن باشد و اصل گمنامی باعث می‌شود تا معتادان بدون ترس از فعالیت‌های اجتماعی و قانونی، در جلسات شرکت کنند. این مساله برای معتادی که قصد دارد برای اولین بار در جلسات شرکت کند، مساله مهمی است. گمنامی، فضای یکسان و مساوات را در جلسات به وجود می‌آورد و این اطمینان را برای فرد ایجاد می‌کند که هیچ فرد یا شرایطی مهم‌تر از بهبودی در قالب مشارکت نیست.
 
 راهنما گرفتن و راهنما شدن در قلب و عمق برنامه‌های NA جای دارد. کمک معتاد به معتاد دیگر، راهنما شدن و راهنما گرفتن، در واقع همانند یک خیابان دو طرفه است که عضو قدیمی به فرد تازه وارد کمک می‌کند.
 
 در برنامه معتادان گمنام، راهنما، یک معتاد درحال بازیابی است که بازتوانی شده و در واقع مراحل رشد بعد از ترک را طی می‌کند و دارای تجربیات بیشتری است؛ این فرد با مشارکت و بازگویی تجربیات خوب و بد زندگی و در مسایل شخصی و خصوصی رهجو، راهنمایی و مشاوره می‌دهد؛ به طور کلی یک راهنما باید مراحل ترک اعتیاد و بهبودی را پشت سر گذاشته باشد در مورد راهنماها تاکید شده که افراد از هم جنس خود انتخاب شوند.
 
 اعتیاد یک بیماری است که اثرات روانی شدیدی در نزدیکان فرد معتاد می‌گذارد. این اثرات بیشتر بر روی همسر، پدر، مادر، خواهر، برادر و فرزندان است هر قدر این افراد تحت تاثیرات منفی قرار بگیرند، کمتر می‌توانند به فرد معتاد کمک کنند بنابراین بهترین راه حل برای خانواده معتادان برگزاری گروه‌های خانوادگی معتادان گمنام یا "نارانان" است. این جلسات خانوادگی کمک می‌کند خانواده آمادگی روانی بیشتری جهت مقابله با وابستگی‌های روانی ناشی از ترک اعتیاد که برای مددجو به وجود می‌آید، پیدا کند. اگر فرد معتاد درمان روحی و روانی خود را آغاز کند اما خانواده‌ی او هیچ کمکی به او نکند امکان دارد مسایل و مشکلات خانوادگی در نهایت موجب پاشیدگی خانواده رهجو ‌شود.
 
 اما قدم‌های 12 گانه در قالب برنامه بهبودی معتادان قرار دارد. به کارگیری آن به طور عملی و رعایت اصول معنوی موجب تحول در زندگی افراد می‌شود. این قدم‌ها عبارتند از:
 
 1-ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی‌امان غیرقابل اداره شده بود.
 
 2-ما به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر می‌تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.
 
 3-ما تصمیم گرفتیم که اداره زندگی‌مان را به مراقبت خداوند، بدان گونه که او را درک می‌کردیم، بسپاریم.
 
 4-ما یک ترازنامه اخلاقی بی‌باکانه و جست‌وجوگرانه از خود تهیه کردیم.
 
 5-ما چگونگی دقیق خطاهایمان را به خداوند، به خود و یک انسان دیگر اقرار کردیم.
 
 6-ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را برطرف کند.
 
 7-ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.
 
 8-ما فهرستی از تمام کسانی که به آنها صدمه زده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنها شدیم.
 
 9-ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت، از این افراد جبران خسارت کردیم، مگر درمواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگر افراد لطمه بزند.
 
 10-ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعا به آن اقرار کردیم.
 
 11-ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقای رابطه آگاهانه خود با خداوند بدان گونه که او را درک می‌کردیم، شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.
 
 12-با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم‌ها، ما کوشیدیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم.
 
 دعای آرامش مددجویان که در انتهای جلسات مرور می‌شود: خداوندا، آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی‌توانم تغییر دهم، شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می‌توانم و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم.
 
 ...............................................................................................
 
 منابع:
 
 1-ماهنامه تولدی دوباره دی 1383
 
 2-بولتن معتادان گمنام(کیست،چیست، چگونه و چرا؟) کتابچه سفید معتادان گمنام
 
 3-راهنمای کارکد قدم- کمیته نشریات خدمات جهانیNA مترجم انجمن(NA) ایران ناشر انجمن جهانی(NA) با همکاری نشر کودوان چاپ سوم 1383
 
 4-عطش برای آزادی نشر موسسه خیریه تولدی دوباره
 
 5- "پایان نامه بررسی عوامل شخصیتی، خانوادگی و روابط اجتماعی موثر بر بازگشت به اعتیاد در مورد معتادان بهبود یافته- دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی 1381" 
 

دست نوشته ای از یکی از دوستان بهبودی

داستان تکان دهنده حبيب را خيلي‌ها نمي‌دانند. جواني که پاک زندگي نکرد اما پاک مرد! کارهاي خوبي در زندگيش نکرد ولي در 84 روز پايان زندگيش همه را جبران کرد!

حبيب محبوس بود، با حکم اعدام! نمي‌دانم چه نيرويي باعث مي‌شود کسي که تا چند روز ديگر اعدام مي‌شود تصميم به ترک کردن بگيرد (در زندان هم مواد بسيار زيادي وجود دارد) ولي در هر صورت اين تصميم را مي‌گيرد و درد جانکاه سمزدايي را قبل از درد طناب دار به جان مي‌خرد؛ بعد از 84 روز، شبي که فردا قرار بوده اعدامش کنند، نامه‌اي به مجله “پيام بهبودي” ـ که نشريه داخلي انجمن معتادان گمنام ايران است ـ مي‌فرستد و ابراز خوشنودي مي‌کند که پاک است و پاک خواهد مرد و ديگر معتادان را به پاکي دعوت مي‌کند.

اين نامه در نسخه بهار 1385 مجله با سر و صداي زياد چاپ مي‌شود و همه را متاثر مي‌کند. پس از مدتي نشريه بين‌المللي دفتر خدمات جهاني انجمن معتادان گمنام (NA Way) که به زبانهاي مختلف هم ترجمه مي‌شود اين نامه را چاپ کرد و تمام اعضاي اين انجمن در سراسر دنيا با حبيب آشنا شدند.
روز ها و ماهها گذشت و سيل نامه‌ها به سوي NA Way جاري شد و همه خواستار خبر از حبيب شدند همه مي‌گفتند سر حبيب چه آمد؛ تا اينکه بالاخره مجله Na Way در يکي از شماره‌هايش به اطلاع همه رسانده بود که “با تشکر از همه خوانندگان محترم! حبيب کشته شد!”
حالا تمام اعضاي NA دنيا ايران را با نام حبيب مي‌شناسند؛ جواني که پاک زندگي نکرد اما پاک مرد!