قدم پنج سوال 2
برای تغیر و رشد همیشه ترسی است که از ناشناخته داریم.ولی انگیزه من و امید و روشن بینی من کمک میکندهزینه حرکت به جلو را بدهم. اگر ترسی دارم باید لیست کنم و نسبت به آنها اقدام کنم ولی اینها قرار نیست من خود را قظاوت کنم زیرا اصولی دارد که آنها به من کمک میکند.و من برای رسیدن و وصل شدن آمدهام نه برای رفتن و افتادنومن قدم را شناختهام نه سکون وو ایستادن را پس باید خودم را آماده کنم من یک عمر خراب کاری کردم و توجه نداشته ام.پس الان هم که قرار است درست کنند باید مانع نباشم و اعتماد کنم با وجود همه ترسهایم تمرکز کنم به آنچه میخاهم و توجه داشته باشم که آن یک شاخه حرکتی است .
یکی از ترسها ذترش از حال خراب بعدازمطرح شدن احساسات است از کدام جنبه دخود را تعریف میکنم و خود را پیش داوری میکنم قدم پنج میگوید یکی را پیدا کن که با او رابطه سالم داشته باشی و زیر و رو برای او نکشی و این تآثیر بر روابط من میگذارد .من هنوز حرکت نکرده ام نتیجه را ارزیابی میکنم پس قدم سوم چه میشود و با باز بینی میبینیم ما باید واگذار کنیم و حرکت کنیم
ترس از پذیرش نقش خود و رشد و آگاهی بعد از ترازنامه است ترس از کم گذاشتن در کار که قدمهای قبلی در شروع قدم پنج میباشد همیشه تاسف نداشته ها را میخرم و درباره آنچه میخاهم حرف میزنم